آشنایی با امام عصر

ما تا ظهــــــــور ایستاده ایم.....

مناجات با امام زمان به زبان شعر

 

حرم...گلزار، احساس صفا تا مروه را دارد/و بالای سرم یک کعبه ی زیبا خدا دارد.
منه بیچاره دنبال تو هستم، چاره من چیست؟/تو هستی در میان ما ولی توفیق دیدن نیست ...

 

 

خدا را شکر بین شهر ما از تو نشان پیداست
کمی از پشت بام خانه ی ما، جمکران پیداست

 

اگر هر جای دنیایم دلم در یک خیابان است
همیشه نیمه شعبان دلم در چهار مردان است

 

خیابانی که دل سرمست یوسف میشود در آن
و با اصرار هی شربت تعارف میشود در آن

 

به پای دل به شوق دیدن دلدار خواهم رفت
پیاده از حرم با گریه تا گلزار خواهم رفت
 
حرم...گلزار، احساس صفا تا مروه را دارد
و بالای سرم یک کعبه ی زیبا خدا دارد

 

منه بیچاره دنبال تو هستم، چاره من چیست؟
تو هستی در میان ما ولی توفیق دیدن نیست

 

و می‌دانم مرا که دل به تو بستم تو میبینی
اگر چه اهل پایین شهر قم هستم تو میبینی

 

و می‌دانم که حتمأ سر به ما هم میزنی آقا
تو حتی سر به جشن بچه‌ها هم میزنی آقا

 

چه می‌شد باز کودک می‌شدم با شور دلتنگی
دوباره کوچه را تزئین کنم با کاغذ رنگی

 

و می‌خواند تو را حتی نگاه بچه‌ها آقا
برای کودکان چشم بر راهت بیا آقا

 

..: حمیدرضا برقعی :..


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:59 ب.ظ]   [محمد]

شعر درباره امام زمان حضرت مهدی عج از علی اکبر لطیفیاناگر چه طبیبی و دوا درست میکنی/گهی برای خیر ما بلا درست میکنی.
از اینطرف همیشه بارها خراب میکنم/از آنطرف همیشه بارها درست میکنی ...

مناجات با امام زمان حضرت مهدی عج به زبان شعر از علی اکبر لطیفیان

 

 

اگر چه طبیبی و دوا درست میکنی
گهی برای خیر ما بلا درست میکنی

از اینطرف همیشه بارها خراب میکنم
از آنطرف همیشه بارها درست میکنی

گرچه من خجل شدم اگر چه سنگ دل شدم
تو از همین سنگ هم طلا درست میکنی

من از گناه خسته ام از اشتباه خسته ام
بجان مادرت بگو مرا درست میکنی؟

گدای آستانه ات شدن به دست ما نبود
تو با کریمی خودت گدا درست میکنی

کنار تو غریبه های شهر نیز راحتند
تویی که از غریبه آشنا درست میکنی

اگر بناست بعد از این مرا خراب تر کنی
از اول این خراب را چرا درست میکنی؟

از این دلی که سالهاست بندگی نکرده است
فقط تویی که بنده ی خدا درست میکنی

تویک غروب میرسی وگنبد بقیع را
شبیه گنبد امام رضا درست میکنی


علی اکبر لطیفیان


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:59 ب.ظ]   [محمد]
 

مناجات با امام زمان به زبان شعر

 

عشــق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم    |  هرکـﮧ خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم  

دل اگـر تاریک اگـر خاموش بسم الله النور..  |  گــر چراغـان است بسم الله الرحمن الرحیم  

 

 

عشــق سوزان است بسم الله الرحمن الرحیم
هرکـﮧ خواهان است بسم الله الرحمن الرحیم

دل اگـر تاریک اگـر خاموش بسم الله النور
گــر چراغـان است بسم الله الرحمن الرحیم

نامه اﮮ را هُد هُد آورده ست آغازش تویـﮯ
از سلیمــان است بسـم الله الرحمــن الرحیــم

سوره ﮮ والیل من برخیز و والفـجرﮮ بخوان
دل شبستــان است بسـم الله الرحمــن الرحیــم

قـل هـو الله احـد قـل عــ ـشــ ــق الله الصـمــد
راز پنهــان است بســم الله الرحمــن الرحیــم

گیسـویـ ـت را بــازکـن إنــا فتـحنـایـﮯ بگــو
دل پریشــان است بســم الله الرحمــن الرحیــم

اﮮ لبـانت محیـﮯ الامــ ـوات لبخنـدﮮ بـزن
مــردن آسـان است بسـم الله الرحمــن الرحیــم

میزبان عشق است و واﮮ از عشق! غوغا می کند
هــر کـﮧ مهمــان است بســم الله الرحمــن الرحیــم

 

مهــدﮮ جهــانـدار


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:58 ب.ظ]   [محمد]

مناجات با امام زمان به زبان شعرکـارم غروبــِ جمعه بـه اشکال خورده شد  |  ديدي هزار و سيصدمان سال خورده شد

نام تو مي بـريم اگـر، قـــند مي خوريم  |  پس ما به ردّ پـاي تو پيـوند مي خوريم

 

 

 

تسبيح اشک هاي  سحر بي نتيجه نيست
در گـريـه ديـده ايـم اثـر بي نتيجه نيست

بــاور کــنـيـد آهِ جگـر بي نتيجه نيست
اين قدر باز ماندن در بي نتيجه نيست

از انتــظـار ، پـنـجــره ها باز مي شوند
با نور چـشم تـو گره ها باز مي شوند

تقـويم هـايمان هـمه زارند خــسته اند
ايـن  ابـرهـا چـگـونـه بـبارند خسـته اند

بي تو از اين کـه جمـعه شمارند خسته اند
از بـرگــــ بـرگــــِ خــود گـلـه دارند خسته اند

کـارم غروبــِ جمعه بـه اشکال خورده شد
ديدي هزار و سيصدمان سال خورده شد

نام تو مي بـريم اگـر، قـــند مي خوريم
پس ما به ردّ پـاي تو پيـوند مي خوريم

وقتي که ما به جان تو سوگند مي خوريم
يـعـنـي بـه دردِ لطفـــِ خــداوند مي خوريم

مـرحمـتـش گــرفـت گـرفتار تـو شديم
چله نشين لحظه ي ديــدار تـو شديم

با هـر گـناه اشک تـو را حيف مي کنم
رويـم سياه اشک تـو را حيف مي کنم

شـرمـنــده آه اشک تـو را حيف مي کنم
حيف از تو مـاه اشک تـو را حيف مي کنم

پيش  خدا  که روي سفيدي نداشتيم
اشـکـت اگــر نـبــود امـيــدي نداشتيم


صــابـر خـراســانــي

 


منبـع: وبـلاگ تيشه هاي اشک


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:58 ب.ظ]   [محمد]

مناجات با امام زمان به زبان شعر

عشق علی و بچــه هایـش روزی ماست   /  ای  شـــیعیان  روز فــرج  پیــروزی ماست

جان دو  عــالم نـــذر  یـک  لبخند  یـــارم  /  من غـــیر دل سرمایـــه ای دیگــــر ندارم

 

 

از  روز  اول دل بــه آن دلــدار دادیـم
ما اختیار خود بــه دست یــار دادیـم

جز مــهر او  در سینه دیـگر جـا نــدارد
در خــانه ی دل غــیر دلــبر جـا نــدارد

هـر عـابری از کــوچه ی عشاق رد شد
با دام چشم نـرگسش حبس ابـــد شد

هر صـبح با گل مثـل شبنم عهد بستیم
تنـــها به امــید وصالــش زنــده هستیم

از کودکی دلــدادگی بــا مــا قـرین است
در مذهب ما عشق از ارکـان  دیـن است

بی عشق حتی روز هم رویش سیاه است
هر شب نگـاه آسمان  بــر چشم ماه است

عشق علی و بچــه هایــش روزی ماست
ای  شـــیعیان  روز فــرج  پیــروزی ماست

جان دو  عــالم نـــذر  یـک  لبخند  یـــارم
من غـــیر دل سرمایـــه ای دیگــــر ندارم

آقــا بیــــا کـه مــــادرم  چشـم انتـــــظار است
مویش زمستان شد ولی چشمش بهار است

چیـــزی نمانـــده تـــا پـــدر یعـقوب گردد
برگرد یوسف تا که چشمش خوب گردد

 

 

صـــابر خــراســانی


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:58 ب.ظ]   [محمد]

مسجد جمکران

گاه کہ دلتنگ تر از همیشہ مےشوم گوشہ اے مےنشینم،سر بہ روے پاهایم مےگذارم.مےشمارم حسرت ها را و محاکمہ مےکنم وجدان و نَفس خویش را ...

 

 

 

✿ بسـ♥ـم ربــ♥ـ الـعـ♥ـشق ✿

 

گاه کہ دلتنگ تر از همیشہ مےشوم

 

گوشہ اے مےنشینم

 

سر بہ روے پاهایم مےگذارم

 

مےشمارم حسرت ها را

 

و

 

محاکمہ مےکنم وجدان و نَفس خویش را ...

 

♋ کہ کدام کار خوبـ م را بهانہ اے براے رفتن بہ جمکران قرار دهم

 

اما

 

چیزے نیافتم ...

 

✘ قدم از قدم نتوانستم بردارم براے آمدن

 

ببخش 「「 امـام خـوبـے ها 」」

مریم صفری

برگرفته از:وبلاگ بانوی خلوت نشین حرم


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:57 ب.ظ]   [محمد]

شعر درباره بسیج آقا شما بیا ، تدارک اطعام با "بسیج"/پرچم زدن به گوشه هر بام با "بسیج"
گرچه پر است دام ، ز بعد ظهورتان/منحل نمودن خطر دام ، با "بسیج"...

مناجات با امام زمان حضرت مهدی عج به زبان شعر درباره بسیج

 

 

 

آقا شما بیا ، تدارک اطعام با "بسیج"

پرچم زدن به گوشه هر بام با "بسیج"

 

گرچه پر است دام ، ز بعد ظهورتان

منحل نمودن خطر دام ، با "بسیج"

 

کرب و بلا مجال شما با سران کفر

یکسر نمودن خطر شام ، با "بسیج"

 

گرچه شهید راه تو عیسی بن مریم است

آقا...! قبور "قطعه گمنام" با "بسیج"


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:57 ب.ظ]   [محمد]

پس قرار ما چه شد؟

 

چشـمِ یوسفــ انتظــاران را کسی بینــا نکـرد / روشنــای دیـــده ی امـیـدوار مـا چـه شد؟

                                                                                    

 


 

 

با توأم ای دشت بی پایان، سوار مـا چـه شد؟
یـکــه تــاز جـــاده هــای انتـظـــار مـا چـه شد؟

آشنــای «لا فتـی الا علــی» اینکـــ کجـاست؟
صاحبـــِ «لا سیفـــ الا ذوالفقــار» مـا چـه شد؟

چـارده قرن است چهل منزل عطش پیموده ایم
الـتـیــام زخـم هـای بـی شمــار مـا چـه شد؟

چشـمِ یوسفــــ انتظــاران را کسی بینــا نکـرد
روشنــــــای دیـــده ی امـیـــدوار مـا چـه شد؟

ذوالجنـاحـا عصـرِ مـا چـون عصـرِ عاشـورا مبـاد
دشت را گشتی بزن، بنگر سـوار مـا چـه شد؟

باز ای موعــود! بی تـو جمعـه ای دیگـر گذشت
کشت ما را بی قراری! پس قــرار مـا چـه شد؟

می نشینم تـا ظهـور سـرخ مردی سبـز پوش
آن زمـان دیگـر نمی پرسم بهـار مـا چـه شد؟

 

مهــدی جهــانـدار


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:57 ب.ظ]   [محمد]

بهار  من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام/به جان مادرت بگو مرا درست می کنی؟
گدای آستانه ات شدن به دست ما نبود/تو با کریمی خودت گدا درست می کنی..

مناجات با امام زمان حضرت مهدی عج به زبان شعر از علی اکبر لطیفیان

  

 

اگر چه تو طبیبی و دوا درست می کنی
کمی برای خیر ما بلا درست می کنی

از این طرف همیشه بارها خراب می کنم
از آن طرف همیشه بارها درست می کنی

اگر چه من خجل شدم، اگر چه سنگ دل شدم
تو از وجود سنگ هم طلا درست می کنی

من از گناه خسته ام، از اشتباه خسته ام
به جان مادرت بگو مرا درست می کنی؟!

گدای آستانه ات شدن به دست ما نبود
تو با کریمی خودت گدا درست می کنی

کنار تو غریبه های شهر نیز راحتند
تویی که از غریبه، آشنا درست می کنی

اگر بناست بعد از این مرا خراب تر کنی
از اول این خراب را چرا درست می کنی؟!

از این دلی که سال هاست بندگی نکرده است
فقط تویی که بنده ی خدا درست می کنی

تو یک غروب می رسی و گنبد بقیع را
شبیه گنبد امام رضا درست می کنی


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:56 ب.ظ]   [محمد]

اعتکاف می دانی در چه زمانی هستی؟ زمانی که اگرچه سخت است نگه داشتن ایمان، زمانی که اگرچه محجوب است حجت خداوند،اما می توانی همان شوی که رسول خدا دلتنگ دیدارش بود ، که چراغ های تاریکی اش خواند، که شگفت ترین مردم در ایمانش نامید ، که مژده اش داد به برابری با پنجاه صدیق از تصدیق کنندگانش...

 

"بسم الله الرحمن الرحیم"

 

صفحات انتظار را که در کلام امنای خداوند ورق می زنم همواره از خود می پرسم:

 

می دانی می توانی که باشی؟

با من بخوان:

شنیده ای که رسول خدا صلی الله علیه و آله دلتنگ که بود آن روز که در جمع اصحابش که دو بار دعا فرمود:

«خدایا دیدار برادرانم را نصیبم کن»

اصحاب عرض کردند: یا رسول الله مگر ما برادران تو نیستیم؟

فرمود: « نه شما اصحاب من هستید و برادرانم قومی در آخر الزمان می باشند در حالیکه به من ایمان آورند که مرا ندیده باشند خداوند نام های آنان و نام های پدرانشان را به من شناسانده پیش از آنکه از پشت پدران و رحم مادرانشان بیرون آورده باشد هریک از آنان نگهداریش از دین خود بیشتر و شدیدتر از دست کشیدن بر بوته ی خار در شب تاریک و یا به دست گرفتن آتش فروزان می باشد آنان چراغ های تاریکی هستند خداوند ایشان را از هر فتنه و آشوب تیره ی ظلمانی نجات می دهد» (مکیال المکارم/جلد دوم/بخش هشتم/وظیفه ی سی و یکم ج2ص268)

 

آیا شنیده ای که برادرش را خبر داد:

« ای علی و بدان که شگفت آورترین مردم در ایمان و مهم ترین ایشان از لحاظ یقین مردمانی در آخر الزمان هستند که پیغمبر را ندیده اند (وحجت از آنان محجوب گردیده) و دلیل روشن از میانشان رفته است ( در عین حال) به سیاهی روی سپیدی (نوشته هایی که از آثار گذشتگان بر جای مانده) ایمان آورده اند.» (کمال الدین ج 1 ص 288)

 

شنیده ای او (ص) که جبرئیل امین در ملکوت از همراهیش باز ماند که شان او بالاتر از ملک مقرب خداوند بود چه فرموده است:

« خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک کند در حالیکه در زمان غیبت پیش از قیامش به امامت او معتقد باشد و با دوستانش دوستی کند و دشمنانش را دشمن بدارد، چنین کسی از رفقای من و مورد دوستی من و گرامی ترین امت نزد من در قیامت خواهد بود(کمال الدین ج 1 ص 286)

 

می دانی در چه زمانی هستی؟ زمانیکه سخت است نگه داشتن ایمان ، زمانیکه محبوبترین رسول الهی (ص) فرمود:

« زمانی بر مردم خواهد آمد که حکومت جز به وسیله ی کشتن و ستمگری به دست نیاید و ثروت جز با غصب و بخل فراهم نگردد و محبت و دوستی جز با بیرون راندن دین و پیروی هوای نفس حاصل نشود،

پس هر که آن زمان را دریابد و بر فقر صبر کند در حالیکه می تواند به ثروت برسد و بر دشمنی مردم صبر کند در حالیکه (به وسیله ی از دست دادن دین و پیروی از هوس) بتواند محبت مردم را جلب نماید و بر خواری صبر کند در صورتی که قدرت عزیز شدن را داشته باشد خداوند پاداش پنجاه صدیق از تصدیق کنندگان مرا به او خواهد داد.» (اصول کافی، 2/91)

...
می دانی در چه زمانی هستی؟ زمانی که اگرچه سخت است نگه داشتن ایمان، زمانی که اگرچه محجوب است حجت خداوند،
اما می توانی همان شوی که رسول خدا دلتنگ دیدارش بود ، که چراغ های تاریکی اش خواند، که شگفت ترین مردم در ایمانش نامید ، که مژده اش داد به برابری با پنجاه صدیق از تصدیق کنندگانش...

می دانی می توانی که باشی؟
چقدر ظالمی بر خود ای نفس
می دانی می توانی که باشی؟

 
خدایا یاری ام کن تا در دوراهی های انتخاب آن زمان که بین رضایت نفس و رضایت تو قرار می گیرم، آن زمان که بین به دست آوردن تایید تو یا تایید بندگانت گیر می کنم خدایا یاری ام کن همیشه همیشه همیشه تو تنها انتخابم باشی.
خدایا! سخت است دست کشیدن بر بوته ی خار در شب تار، خدایا سخت است در دست گرفتن آتش فروزان یاری ام کن که شیرین است دیدارت آن زمان که تو راضی باشی

شیرین تر از تمامی سختی ها
یاری ام کن
به فضل و رحمتت ای مهربانترین مهربانان

 

التماس دعای فرج
به امید ظهور ..


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:56 ب.ظ]   [محمد]

مناجات با امام زمان به زبان شعر

خوب است كه كه عاشق جگري داشته باشد/آشفتگي بيشتري داشته باشد 
حاجات بهانه است كه ما اشك بريزيم/خوب است گدا چشم تري داشته باشد ..

 

 

خوب است كه كه عاشق جگري داشته باشد
آشفتگي بيشتري داشته باشد

حاجات بهانه است كه ما اشك بريزيم
خوب است گدا چشم تري داشته باشد

پرواز من اين است كه يك كنج بيفتم
اين بال بعيد است پري داشته باشد

اي يار سفر كرده نگاه پر لطفت
وقتش شده بر ما نظري داشته باشد

گر سنگ دلم باز تعلق به تو دارم
هر كعبه اي بايد حجري داشته باشد

سر مي زنم آنقدر به در تا بگشايي
خوب است گدا هم هنري داشته باشد

از دور خودت دور مكن چند گدا را
خوب است كه شه دور و بري داشته باشد

قبل از سفر آخرت اي دوست دلم را
بگذار به سويت سفري داشته باشد

انگار بنا نيست ببينم تو را .... پس
بگذار دلم يك خبري داشته باشد

علــی اکـــبر لطیفیـــان


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:56 ب.ظ]   [محمد]

جمکران سفره ی افطار خود را پهن کردی در کجا ؟!/سامرا یا   طوس یا   کنج بقیع   یا کربلا؟ 
لقمه ی نانی بگیر و عاشقت را سیر کن/جان من آقا فدای لقمه ای نان شما ...

 

« بسم الله الرحمن الرحیم »

 

سفره ی افطار خود را پهن کردی در کجا ؟!
سامرا یا   طوس یا   کنج بقیع   یا کربلا؟!

لقمه ی نانی بگیر و عاشقت را سیر کن
جان من آقا فدای لقمه ای نان شما

نان تو از جنس نان نیمه شبهای علیست
نیمه شب  شاه عرب   نان و رطب   سهم گدا

مثل حیدر نیمه ی شب خانه ها را در بزن
منتظر داری میان تک تک این خانه ها

کوچه و پس کوچه های سینه ام بی تاب توست
ضربه های قلب من می گوید آقا جان بیا

مادرت چشم انتظار لحظه ی دیدار توست
تو بیاور بهر زخم سینه و پهلو دوا

چاره ی غمهای زهرا وارث مولا بیا
العجل دارُالشِّفای دردهای قلب ما

حسين ايماني


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:55 ب.ظ]   [محمد]

این جمعه هم گذشتیک جمعه می بینید نگاه شرقی من / خورشید پیدا می شود از غروب دنیا.
آقا نماز جمعه ی این هفته با تو / پای برهنه آمدن تا کوفه با ما...

 

 

من گریه می ریزم به پای جاده ات، تا
آئینه کاری کرده باشم مقدمت را

اوّل ضمیر غائب مفرد کجائی؟
ای پاسخ آدینه های پر معمّا

بی تو سرودیم آنچه باید می سرودیم
یعنی در آوردیم بابای غزل را

حتمّی ِ بی چون و چرای سبز برگرد...
راحت شویم از دست اما و اگرها

آب و هوای خیمه ی سبزت چگونه است؟
اینجا گهی سرد است و گاهی نیست گرما

بهر ظهور امروز هم روز بدی نیست
ای تکسوار جاده های رو به فردا

آقا، صدای پای سبز مرکب توست
تنها جواب اینهمه "می آید آیا؟"

یک جمعه می بینید نگاه شرقی ِ من
خورشید پیدا می شود از غروب دنیا

آقا نماز جمعه ی این هفته با تو
پای برهنه آمدن تا کوفه با ما

علی اکبر لطیفیان


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:55 ب.ظ]   [محمد]

مناجات با امام زمان به زبان شعریکی درد و یکی درمان، یکی وصل و یکی هجران..همه از درد تو گویند، بگو جانا کجا هستی؟
شب هجران نمی آیی، همه شب ذکر تو گویند.. چه بد باشد غم غیبت، بگو مولا کجا هستی؟

 

 

 

شب جمعه شده مولا، بگو جانا کجا هستی؟
من از درد فراق گویم، بگو مولا کجا هستی؟

 

همه جا یاد تو باشم، کجا را بنگرم مولا
دعای ندبه می خوانم، تو ار آل عبا هستی

 

شب تنهایی عشقت، دلم جانِ شما باشد
تو ار درد دلم گویی، بگو مولا کجا هستی؟

 

یکی درد و یکی درمان، یکی وصل و یکی هجران
همه از درد تو گویند، بگو جانا کجا هستی؟

 

شب هجران نمی آیی، همه شب ذکر تو گویند
چه بد باشد غم غیبت، بگو مولا کجا هستی؟

 

من از درد دل مسکین، دوای درد او خواهم
دعای درد او خوانم، بگو جانا کجا هستی؟

 

ز تنهایی دلم خون شد، خدا را محرم رازی
بده توفیق پروازم، تو عاشق خدا هستی


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:54 ب.ظ]   [محمد]

امام زمان حضرت مهدی (عج) از زمان تولد (سال 255 هجرى) تا زمان ظهور و تشكيل حكومت جهانى، با تمام حاكمان و زمامداران كشورهاى اسلامى و غير اسلامى، معاصر بوده و خواهد بود؛ اما خلفاى عباسى كه در ايام غيبت صغراى آن حضرت بر مسلمانان حكومت راندند، عبارتند از:

1. مهتدى عباسى (255 - 256ق.).

2. معتمد عباسى (256 - 279ق.).

3. معتضد عباسى (279 - 289ق.).

4. مكتفى عباسى (289 - 295ق.).

5. مقتدر عباسى (295 - 320ق.).

6. قاهر عباسى (320 - 322ق.).

7. راضى عباسى (322 - 329ق.).

8. متقى عباسى (329 - 333ق.).

هنگامى كه امام زمان حضرت مهدی (عج) ظهور كند و قيام آزادى بخش وى فراگير شود، برخى از سلاطين و حاكمان كشورها در برابر او تواضع نموده و سر تسليم فرود مى‏آورند و برخى ديگر با آن حضرت، به مقابله و منازعه بر مى‏خيزند و پس از درگيرى، متحمل شكست و اضمحلال خواهند شد و حكومت آن حضرت، از شرق تا غرب كره زمين را فرا خواهد گرفت. در اين باره، روايات فراوانى از معصومين(ع)نقل شده است كه براى نمونه، حديثى را از امام محمد باقر(ع) بيان مى‏كنيم:

عَن أبي جعفر(ع) قال: القائِمُ مِنّا مَنصُورٌ بالرُّعبِ، مُؤيّدٌ بالنَّصر، تُطوى‏ له الأرضُ وَتظهَرُ لَهُ الكنوزُ ويبلغُ سُلطانه المشرقَ والمغرِبَ ويُظِهرُ اللَّهُ دينهُ على الدّينِ كُلّه ولو كَرِهَ المُشركون فلا يَبقى‏ على وجهِ الأرضِ خرابٌ إلّا عمّر وينزلُ روحُ‏اللَّهِ عيسى بن مريم فيُصلّي خلفه.(1)

قيام كننده از ما منصور به رعب و مؤيّد به نصر است. زمين از براى او در نورديده شود و گنج‏هاى پنهان را براى او آشكار كند. سلطنت و حكومت او شرق و غرب را فرا خواهد گرفت و خداوند منان، به دست او دين خود را بر همه دين‏ها غالب گرداند، اگر چه مشركان را خوش نيايد. در روى زمين هيچ خرابى باقى نماند، مگر اين كه آبادش كند و روح اللَّه، عيسى بن مريم از آسمان نازل شده و بر او اقتدا كند و پشت سرش نماز بخواند.


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:52 ب.ظ]   [محمد]

1. عثمان بن سعيد عمروى (متوفاى سال 265 ق.).

2. محمد بن عثمان عمروى (متوفاى سال 304ق.).

3. حسين بن روح نوبختى (متوفاى سال 326ق.).

4. على بن محمد سمرى (متوفاى سال 329ق.).

اين چهار تن نماينده بلافصل امام زمان حضرت مهدی (عج) بودند كه در ايام غيبت صغرى، پس از شهادت امام حسن عسكرى(ع)، از سال 260 تا 329، به مدت 70 سال به ترتيب، واسطه ميان امام زمان حضرت مهدی (عج) وشيعيان ايشان بودند. اين چهار نفر به «نوّاب اربعه» مشهورند. ولى در هنگام خروج آن حضرت، 313 نفر از يارانش به او پيوسته و نخستين هسته لشكريان امام زمان حضرت مهدی (عج) را تشكيل مى‏دهند. علاوه بر آنان، هزاران نفر در ايام غيبت آن حضرت به اين مقام ارجمند نايل شده‏اند كه بر ديگران پنهان مانده است و پنهان خواهد ماند. همچنين افراد بسيارى در ايام غيبت به محضرش شرفياب گشته و از عناياتش بهره‏مند شده‏اند كه در اين جا به نام برخى از آنان اشاره مى ‏گردد:

1. اسماعيل بن حسن هرقلى.
2. سيد محمد بن عباس جبل عاملى.
3. سيد عطوه علوى حسنى.
4. اميراسحاق استرآبادى.
5. ابوالحسين بن ابى بغل.
6. شريف عمر بن حمزه.
7. ابوراجح حمامى.
8. شيخ حر عاملى.
9. مقدس اردبيلى.
10. محمد تقى مجلسى.
11. ميرزا محمد استرآبادى.
12. علامه بحر العلوم.
13. شيخ حسين آل رحيم.
14. ابوالقاسم بن ابى جليس.
15. ابو عبداللَّه كندى.
16. ابو عبداللَّه جنيدى.
17. محمد بن محمد كلينى.
18. محمد بن ابراهيم بن مهزيار.
19. محمد بن اسحاق قمى.
20. محمد بن شاذان نيشابورى.


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:52 ب.ظ]   [محمد]

چهره و شمايل حضرت مهدي ( ع ) را راويان حديث شيعي و سني چنين نوشته اند چهره اش گندمگون ، ابرواني هلالي و كشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندانهايش براق و گشاد ، بيني اش كشيده و زيبا، پيشاني اش بلند و تابنده . استخوان بندي اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت .گونه هايش كم گوشت و اندكي متمايل به زردي  - كه از بيداري شب عارض شده -بر گونه راستش خالي مشكين . عضلاتش پيچيده و محكم ، موي سرش بر لاله گوش ريخته ، اندامش متناسب و زيبا ، هياتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در هاله اي از شرم بزرگوارانه و شكوهمند غرق . قيافه اش از حشمت و شكوه رهبري سرشار .نگاهش دگرگون كننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير " .حضرت مهدي صاحب علم و حكمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وي   نهمين امام است از نسل امام حسين ( ع ) اكنون از نظرها غايب است . ولي مطلق و خاتم اولياء و وصي اوصياء و قائد جهاني و انقلابي  اكبر است . چون ظاهر شود ، به كعبه تكيه كند ، و پرچم پيامبر ( ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احكام خدا را در سراسر گيتي جاري كند . و جهان را پر از عدل و داد و مهرباني كند .حضرت مهدي ( ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلي است و همه هستي او را فراگرفته است . مهدي ( ع ) عادل است و خجسته و پاكيزه . ذره اي از حق را فرو نگذارد . خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند . در حكومت او ، به احدي ناراحتي نرسد مگر آنجا كه حد خدايي جاري گردد .مهدي ( ع ) حق هر حقداري را بگيرد و به او بدهد . حتي  اگر حق كسي زير دندان ديگري   باشد ، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون كشد و به صاحب حق باز گرداند . به هنگام حكومت مهدي ( ع ) حكومت جباران و مستكبران ، و نفوذ سياسي   منافقان و خائنان ، نابود گردد . شهر مكه - قبله مسلمين - مركز حكومت انقلابي مهدي   شود . نخستين افراد قيام او ، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند ...برخي به او بگروند ، با ديگران جنگ كند ، و هيچ صاحب قدرتي و صاحب مرامي   ، باقي   نماند و ديگر هيچ سياستي و حكومتي ، جز حكومت حقه و سياست عادله قرآني   ، در جهان جريان نيابد . آري ، چون مهدي ( ع ) قيام كند زميني  نماند ، مگر آنكه در آنجا گلبانگ محمدي : اشهد ان لا اله الا الله ، و اشهد ان محمدا رسول الله ، بلند گردد .در زمان حكومت مهدي ( ع ) به همه مردم ، حكمت و علم بياموزند ، تا آنجا كه زنان در خانه ها با كتاب خدا و سنت پيامبر ( ص ) قضاوت كنند . در آن روزگار ، قدرت عقلي توده ها تمركز يابد . مهدي ( ع ) با تاييد الهي   ، خردهاي مردمان را به كمال رساند و فرزانگي  در همگان پديد آورد ... .مهدي ( ع ) فرياد رسي است كه خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد .در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتي  بيمانند دست يابند . حتي   چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند . زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود ، گنجها و دفينه هاي  زمين و ديگر معادن استخراج گردد . در زمان مهدي ( ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد ، رسم ستم و شبيخون و غارتگري برافتد و جنگها از ميان برود .در جهان جاي ويراني نماند ، مگر آنكه مهدي ( ع ) آنجا را آباد سازد .در قضاوتها و احكام مهدي ( ع ) و در حكومت وي ، سر سوزني  ظلم و بيداد بر كسي نرود و رنجي بر دلي ننشيند .مهدي ، عدالت را ، همچنان كه سرما و گرما وارد خانه ها شود ، وارد خانه هاي مردمان كند و دادگري او همه جا را بگيرد .


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:52 ب.ظ]   [محمد]

این دوران از سال 329 ق شروع شد و تا زمانی که خداوند مصلحت بدانند ادامه خواهد داشت در این دوره پاسخ به پرسش ها و احکام مردم بر عهده نایبان عام آن حضرت است و حضرت نایب خاصی برای این دوره معرفی نکرده اند.


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:51 ب.ظ]   [محمد]

پس از شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام در سال 260 ق دوره غیبت صغری آغاز شد و تا سال 329 ق ادامه پیدا کرد. در این دوره امام زمان حضرت مهدی (عج) از طریق چهار نائب به ادامه امور مردم می پرداختند.


[دوشنبه 24 اسفند 1394 ]  [09:51 ب.ظ]   [محمد]
تعداد کل صفحات :  47 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >